|
برای مهربانترین پدر، امام عصرعلیه السلام |
|
آن شب که دستت ای مه،ناگه به دستم افتاد انگشت کوچکت را،ای کاش می گرفتم! آن شب که پرکشیدی، سوی من ای حبیبم زیر پر تو مآوا، ای کاش می گرفتم! آن شب که ازمحبت ، بردیده پا نهادی گلبوسه ای ازآن پا،ای کاش می گرفتم! آن شب که یک نظربر، رویم نمودی ای مه درگوشه دلت جا،ای کاش می گرفتم! آن شب که کاکلت را، برباد داده بودی عطری ززلف شیدا،ای کاش می گرفتم! آن شب که روی قلبم ،افتاد سایه تو عکسی زروی زیبا،ای کاش می گرفتم! حضرت یوسف علیه السلام ۹ساله بودکه دچاربلاشد.دوری ازخانواده ،بردگی ،تهمت و...امابه واسطه بلاکشی که متحمل شدگله نکرد!قرآن کریم می فرماید:(رحم به امه )امتی موردرحمت خداقرارگرفت.بعدازبلاکشی یوسف ،برادران حسودش آمادگی پذیرش اوراپیداکردند.پروریده شدند.عذرخواهی کردند.مردم مصرهم ازقحطی نجات پیداکردند.بایک بلاکشی یوسف هم خوداو،وهم دیگران بهره بردند.(کذلک مکنالیوسف فی الارض ) دیده بگشاییم : ویادمان نرود :پدرمهربانی هست که بلاکش ماست .خریداردردهای ما. من وشماگاهی اخبار قتل وغارت همنوعانمان درعراق وفلسطین رامی شنویم وآزرده می شویم .امااودرطول چندقرن همه ظلمهارالمس کرده ولی .... (عزیزعلی ان تحیط بک دونی البلوی)سخت است ببینم بلاهاشمارااحاطه کرده یادمان نرود:که همه ماسرسفره بلاکشی آن اماییم . هموکه مظهررحمت است . یک چشم زدن غافل ازآن ماه نباشیم شایدکه نگاهی کندآگاه نباشیم می گویند:جوانی بیمارشد.ابوعلی سینارابه بالین اوآوردند.نگاهی کرد.فهمیدبیماری اوجسمی نیست !گفت :عاشق است !من الان محبوبه اوراپیدامی کنم !نام محله های همدان راببرید؟تانام محله ای رابردند ضربان قلبش تندترشد.گفت اسم کوچه هاراببرید؟ اسم بردند.به نام کوچه ای رسیدند ضربان تندترشد!گفت اسم خانه های آن محل راببرید؟نام بردند.به نام خانه ای رسیدند ضربان تندترشد!گفت :نام دخترهای صاحب خانه راببرید؟نام بردند واوصیحه ای زد و.... ازپریدنهای رنگ وازتپیدنهای دل عاشق بیچاره هرجاهست رسوامی شود! ........................................... وآیا من وتوهنوز راه ورسم عاشقی راآموخته ایم ! مسیحی موقع غذا اول ازخداتشکرمی کند! ماهمیشه زندگی سرسفره اوییم و... (بیمنه رزق الوری وبوجوده ثبتت الارض والسماء) خورشید هرصبح ازاواجازه می گیردوطلوع می کند وغروب نیز... دیشب ندای غریبی شنیدم : حیف ازتوکه ارباب وفارانشناسی مایارتوباشیم وتومارانشناسی ! ای روزه دارحقیقی ! شرمنده ام! علی گل وین جهان چون شبنم اوست خداداندکه دریایک نم اوست شهادت مولای متقیان وآقای روسفیدان تسلیت باد. یک شب جمال اورادرحال خواب دیدم یاللعجب که درشب من آفتاب دیدم ابروی چون کمانش برجانب هدف بود گیسوی چون کمندش درپیچ وتاب دیدم ازغنچه لبانش آتش زبانه می زد درآن میان دلم راتنهاکباب دیدم ازباده دوچشمش افتاده دل به مستی پیش ازبنای عالم خودراخراب دیدم درغمزه نهانش سرنهفته خواندم مژگان نازنینش تیرشهاب دیدم برخواستم شتابان تابرکشم درآغوش ازخواب خوش پریدم دیدم که خواب دیدم |
الهی عاشق راترک ماسوی معشوق عین فرض است
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384
مهدی منتظران منتظران یوسف فاطمه آن سفرکرده.. آسمان آبی من عاشقان حضور صفحات انتظاردرفراق گل نرگس صدای سخن عشق سقای معرفت فاطمه فکه آشنایی باپدر زمان فريادخاموش ناگفته های یک حاج آقا عصرموعود ریحانه جوان ایرانی سایت حجه الاسلام سلیمیان راه انتظار عبدالمهدی حرفهای خودمانی من بانوی کویر
monesam khoda
پشتيباني
|